چهارشنبه, 28 بهمن 1394 ساعت 12:38
  • گفتگوی تفصیلی کانون خبر با حجت الاسلام عمومی

در حیطه مسائل حکومتی و در مقام عمل تنها یک نفر حرف اول و آخر را می زند

بخش دوم گفتگوی کانون خبر با حجت الاسلام عمومی

 

بنابر این شما می پذیرید که تقسیم قوا یک سری الزاماتی دارد. چندی پیش آیت الله مکارم شیرازی رایتل را حرام اعلام کردند. این فتوا تا چه حد برای حاکمیت الزام آور است؟ تفاوت این فتوا با حکم رهبری دقیقا چیست؟
ببینید بحث تقسیم قوا یک سری مباحث مبنائی دارد که الان در این فرصت اندک نمی شود به آن ورود پیدا کرد ولی در هر صورت قانون اساسی ما بر اساس این مدل عقلائی نوشته شده است. اما در رابطه با آنچه که از آیت الله مکارم نقل کردید، مساله فتوا با حکم تفاوت دارد. اگر مرجع بزرگواری در یک موضوع فتوای حرمت دهد طبیعتا مقلدان ایشان موظف به پیروی هستند، ولی موضوعات مربوط به حکومت جنبه دیگری دارد و در این زمینه ملاک، فتوای ولی فقیه و حکم اوست.

آنچه که ما می دانیم این است که ایشان به وزیر مخابرات دستور دادند که نه تنها رایتل را قطع کند بلکه آنقدر سرعت اینترنت را پائین بیاورد که دیگر مثل رایتل نیز قابل اجرا نباشد.
بنده از جزئیات این مساله و اینکه واقعا ایشان چنین اقدامی فرموده باشند بی اطلاعم ولی به طور کلی اصطلاحی در فقه وجود دارد با عنوان "مزاحمت فقیه". مزاحمت در زبان فارسی به معنای اذیت و آزار است ولی در فقه به معنی حیطه نفوذ و دخالت فقیه  در حیطه ای است که فقیه دیگر بسط ید دارد و زمام امور را بر عهده گرفته است. زمانی که فقیه مبسوط الید می شود دیگر فقها در زمینه ورود به مسائل این چنینی که مربوط به حکومت است دخالت نمی کنند، جز آنکه قبل از آن با فقیهی که زعامت و رهبری را در دست دارد در میان بگذارند.

بنابر این شما می گوئید یکی از شئون و حریم های شخص زعیم حکومت این است که سایر فقها و مراجع اجازه ورود به مسائل حکومتی را نداشته باشند.
من آنچه مبنای فقهی است را عرض می کنم حال آنکه مراجع چگونه رفتار می کنند به خود آن بزرگواران  مربوط می شود. زمانی که مرحوم امام (ره) می خواستند برای گلپایگان امام جمعه تعیین کنند این امر را به آیت الله گلپایگانی محول کردند. ایشان از پذیرش این امر امتناع نموده و ضمن تشکر به فرستاده امام فرموده بودند به ایشان بگوئید در حال حاضر شما زعیم و ولی هستید و به همین خاطر بنده در این امر ورود پیدا نمی کنم. در نهایت حضرت امام از ایشان خواستند که شخصی را معرفی کنند و سپس امام او را به امامت جمعه نصب کردند. ببینید خود فقها این گونه رعایت می کرده اند ولی مبنای کلی این است که در حیطه مسائل حکومتی و در مقام عمل تنها یک نفر حرف اول و آخر را می زند.

بگذریم، این گزاره که "محمد عمومی مجتهد است" در یک جمله به چه معناست؟
اگر این جمله درست باشد یعنی او در ابتدای راه است و یک مسیر بسیار طولانی برای رسیدن به عمق معارف اهل بیت و قرآن در پیش دارد.

آیا شما قائل به داشتن یک قوه استنباطی هستید یا خیر؟ اگر هستید در یک مسئله خاص است یا در جمیع مسائل؟
چنین ادعائی که در جمیع علوم دارای قوه استنباط باشم را اساسا ادعائی بسیار مضحک می دانم، ولی اگر کسی چنین ادعائی دارد احتمالا بر اساس این اعتقادات است که اجتهاد در همه علوم یک قوه و ملکه بسیط است که اگر حاصل شد، آنگاه در تمام علوم با دریافت داده های آن علم می تواند استنباط کند ولی این هم به معنای تخصص بالفعل در همه علوم نیست.

آیا خبرگان نباید همانطور که یک قوه کلیه در رسم آکادمیک خود کسب کرده در موضوعات مختلف نیز دارای تبحر باشد؟
ببینید اگر ناظر به قانون موجود بحث کنیم چنین چیزی از فقهای خبرگان خواسته نشده است. اما اینکه تحقق چنین امری امکان پذیر است یا خیر، بنده نفی نمی کنم و معتقدم که تا حد زیادی امکان پذیر است و امیدوارم که این مهم در قانون تا حد زیادی رعایت و یا برای لحاظ شدن طرح و بحث شود.

در مقام عمل همه می دانیم که شما مطیع رهبری انقلاب هستید. اما اگر در حیطه کارشناسی خود به نظری دست یابید که بر خلاف نظر رهبری باشد این موجب می شود که عده ای بگویند "عمومی دیگر از ما نیست" و شما را در دایره خودشان به حساب نیاورند. شما در پاسخ به این افراد چه می گوئید؟
ببینید اگر کسی ریگی به کفشش نباشد و به دنبال شهرت و بازی در آوردن و به اصطلاح مریدبازی نباشد چه لزومی دارد که بخواهد آن گزاره متفاوت از گزاره رهبری را رسانه ای و جنجال به پا کند؟ اگر کسی واقعا خیرخواهانه نظری دارد که تصور می کند منتهی به مصالح کشور می شود می تواند از مجاری قانونی اقدام کرده و پاسخ متناسب را دریافت کند. به نظر من در حال حاضر اکثر ابراز مخالفت ها برای "انا رجل" گفتن است و شخص معترض در صدد تضعیف جایگاه رهبری است. با این حال اگر نظر صرفا یک نظر علمی است به نظر بنده آن دایره کشیدن برخی غلط است، چرا که نباید شخصی را به خاطر اندک بیانی در خلاف بیانات رهبری تخطئه نمود و مهر ضدولایت فقیه بر پیشانیش کوبید. این را نیز بگویم که اگر کسی نظری علمی بر خلاف نظر رهبری دارد حق ندارد آن نظر را در یک جمع عامی و غیرمتخصص مطرح کند بلکه آن نظر باید در یک محفل علمی مرتبط مورد بحث قرار گیرد.

به نظر شما اگر جایگاه رهبری در برابر تریبون خبرنگاران قرار بگیرد کمی حرف و حدیث ها در رابطه با امکان انتقال نظرات و انتقادات به رهبری و تنش های پیرامون آن کم نمی شود؟
امام و رهبری هر دو مصر بوده اند در مواردی که در حیطه وظایفشان نیست ورود پیدا نکنند و پاسخگویی پیرامون آن را به مسئول مربوطه واگذار کنند و در برخی موارد تابع تصمیم گیرنده بوده اند. قبل از انقلاب، حکومتی تشکیل نشده و ایشان نماینده همه نهادها و و قوای حکومت اسلامی هستند به همین جهت از طرف همه آن ها پاسخگو بوده و مصاحبه های فراوانی داشته اند ولی بعد از انقلاب اوضاع به نحو دیگری شده و وظایف به مسئولان ذیربط محول گشته و پاسخگویی آن به عهده ولی فقیه نبوده، به همین جهت نیازی به مصاحبه و پاسخگویی از جانب ایشان نبوده است. خود رهبری نیز در مقاطع گوناگون در معرض تریبون خبرنگاران و پرسش های جوانان و مردم بوده اند ولی با این حال شاید با افزایش چنین مواردی به قول شما از برخی تنش های پیرامون این مسئله کاسته شود. با این حال تصور می کنم رهبر معظم انقلاب برای این پرسش پاسخ قانع کننده ای دارند.

 

آخرین ویرایش در پنج شنبه, 06 اسفند 1394 ساعت 11:22